
با سلام و عرض تبریک به مناسبت پیوند آسمانی امیرالمومنین علیه السلام و صدیقه ی طاهره علیها السلام چند ماهی میشه که چیزی آپ نکردم دلیلش کمبود وقت نبود اما حوصله نداشتم که چیزی بگم چند بار موضوع پیش اومد که بیام بنویسم اما حسش نبود شایدم توفیقش نبود خلاصه الان به مناسبت این شب فرخنده نتونستم ساکت بشینم حد اقل تبریکم نگم .
خب عزیزانم مبارک باشه این روز برای من خیلی ارزش داشته و داره ان شاء الله در این شب رویایی به دعای ایشان رویای من و هر کس دیگه ای که این آرزو رو داره بر آورده بشه ...
رویای من اینه که من رو به فرزندی قبول بفرمایند و ما را به دست با کفایت خودشان تربیت کنند.
رویای شما چیست ؟!.........
منتظر نظراتتون هستم
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آبان 1389ساعت 20:36  توسط مجتبی
|
+ نوشته شده در شنبه دوم مرداد 1389ساعت 19:12  توسط مجتبی
|
میلاد رسول اکرم و امام صادق (علیهم السلام) مبارک باد.
با عرض پوزش به دلیل تاخیر ایجاد شده امیدوارم از مطلب ذیل کمال استفاده را ببریم.
از ديرباز مكتب تشيع به نام «جعفري» خوانده ميشود و بسياري از احاديث و رواياتِ در دست، از شخص امام صادق(عليه السلام) رسيده است زندگي اين امام همام همواره با سختيها و مشقاتي همراه بود اما به دليل شرايط زماني و محيطي مناسب ايشان به نشر و ترويج دين مبين اسلام و پرورش شاگردهاي نمونهاي در اين زمينه پرداختهاند.
امروز نيز به يادگار از اهل بيت معصومين(عليهم السلام) و به ويژه امام صادق(عليه السلام) كه بيشترين علوم را انتشار دادند و شاگردان زيادي را تربيت كردند طلاب علوم ديني را به عنوان شاگردان امام صادق(عليه السلام) مُعَنوَن ميكنند.
با توجه به اين مهم، بر آن شديم تا به بيان بحثي از نصايح آن عالم آل محمّد(صلّ الله عليه و آله و سلم) بپردازيم. ايشان خويش و خاندان پرعظمت خويش را اين گونه معرفي مي كند: اي أبوبصير، ما شجرهي دانشيم، ما خاندان پيامبريم،در خانهي ما جبرئيل فرود ميآمد، ما خزانهدار علم خدا و معادن وحي خدا هستيم، هر كس پيرو ما باشد، نجات يافته و هر كس از ما سرپيچي كند، حقيقتاً هلاك گرديده است و اين را خداوند حق و فرض قرار داده است.(بشارت المصطفي، ص156)
ايشان در نصايح خود به فضل بن عبدالملك، كه قطعاً نصيحتي براي تمام شيعيان و شاگردان مكتب او ميباشد اينچنين فرموده است:
اي فضل! به مسجد نميآيد از هر قبيله اي مگر شريف آنها و از هر خانوادهاي مگر نجيب آنها.
. . . سپس فرمود: رسول خدا(صلّ الله عليه و آله و سلم) فرمودند: هيچ انساني(مسلماني) بعد از فايدهاي كه از اسلام برده است فايدهاي بالاتر از استفاده و بهرهي او از برادر الهي و ديني نبرده است.
اي فضل، از فقراي شيعيان ما إعراض و دوري نكنيد، زيرا تنها يكي از آنها در روز قيامت به اندازهي دو قبيلهي پرجمعيت مانند «ربيعه» و «مُضَر» شفاعت ميكند.
اي فضل، همانا مؤمن، مؤمن ناميده شده به جهت آنكه از خداوند امان ميخواهد و خداوند نيز او را امان ميدهد.
سپس فرمود: آيا نشنيدهاي كه خداي تعالي در رابطه با دشمنان شما، زماني كه در روز قيامت شفاعت مردي از شما(شيعيان) براي دوستش را مي بينند، ميگويند: «واي بر ما، براي ما نه شفاعت كنندهاي و نه دوست صميمي و وفاداري است. (بشارت المصطفي، ص208)
و در پايان توصيهاي از آن امام همام به شيعيان را مورد توجه قرار ميدهيم:
كُلِيب اسدي روايت كرده كه از امام صادق(عليه السلام) شنيدم كه فرمودند: به خدا قسم شما بر همان دين خدا و فرشتگان او هستيد پس ما را با ورع و كوشش در راه خدا ياري دهيد و بر شما باد به نماز و عبادت و بر شما باد به رعايت ورع و پارسايي. (بشارت المصطفي، ص137)
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388ساعت 1:1  توسط مجتبی
|
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و عرض تسلیت به مناسبت ارتحال عالم عامل عرفان کامل حضرت آیت الله بهجت قدس الله نفسه الزکیه به پیشگاه امام عصر عجل الله و همه ی شیعیان ایشان ...
به همین مناسبت تصمیم بر آن گرفتم چند سطری برای عرض ارادت به محضر ایشان بنگارم امیدوارم مورد رضایت ایشان واقع گردد.
دیروز وقتی رفته بودم تشییع پیکر مقدس ایت الله بهجت از یک طرف به جمعیت زیادی که همچون پروانه به گرد شمع طواف مشغول بودند می نگریستم واز طرف دیگر به زندگی این عالم وارسته سوالاتی ذهنم را به خود مشغول کرده بود ...
گاه از خود می پرسیدم او چه کرد که این جمعیت اینگونه او را به آغوش کشیده؟ گاه می پرسیدم چگونه به این محبوبیت دست یافته بود؟...او نه پولدار بود نه جایگاه دنیایی در سیاست یا صدا سیما و یا .... داشت نه قیافه نه قهرمان ورزشی بود چگونه عزیزتر از همه ی این اقشار گشته بود؟ سر این مطالب کجاست؟
به خودم گفتم فلان بازیگرم وقتی از دنیا رفت همین شد طولی نکشید جواب خودم را دادم که بر فرض اگر اینقدر جمعیت بوده به این پر شوری نبود که انسان وقتی اینها را که با دست بر سر می زدند می نگریست با خود می گفت انگار همه ی اینها یکی از نزدیکان خود را از دست داده اند ...
پس سر این محبوبیت کجاست؟....
تا اینکه امروز به نتایجی دست یافتم که قابل تامل بود:
1-انسان وقتی به کسی یا چیزی بر خورد می کند در همان نگاه اول به جنبه ای از وجود او توجه می کننداین مطلب واضحی بوده که انسان به هر اندازه امری را تزیین و آرایش کند به همان مقدار مورد توجه قرار می گیرد و از دیده شدن و توجه به امور دیگر می کاهد همچنین این مساله دور از فهم نبوده و همه با کمی تامل به این اصل خواهیم رسید به عنوان مثال میوه فروش به نحوی میوه ها را تزیین می کند تا عیوب آن را دور از توجه مردم نگه دارد یا بقال به روش دیگر و ...
حال انسانها قادر به تزیین ظاهر و باطن خود نیز هستند مثلا زمانی که مردی به خانمی می رسد اگر آن خانم حجاب درستی نداشته باشد اولین چیزی که در نظر او می آید جنبه ی زنانگی اوست نه جنبه ی انسانیت آن خانم یا کسی با تمرین صدای خود را تقویت می کند تا آن را به نمایش بگذارد دیگری چهره آرایی می کند یا از بعد ورزشی یا جسمانی و...این در ظواهر اما در امور باطنی فردی مهر و محبت خود را به نمایش می گذارد دیگری صداقت یا خلوص و از این قبیل البته به نمایش گذاشتن امور معنوی و باطنی دشوار تر است و زمان بیشتری می برد ...
البته انسان امور معنوی را نباید برای به نمایش گذاشتن کسب کند که این خود مانعی برای کسب اینگونه امور است.
2-در روایات نقل شده که خداوند دو جای در کار انسانها متعجب می شود یکی در جایی است که او بخواهد فردی را عزیز گزداند و مردم سعی در پایین آوردن جایگاه آن شخصیت کنند.
آری آیت الله بهجت عمری در جهت تزیین و آرایش باطن و به دست آوردن فضایل معنوی نه برای به نمایش گذاشتن بلکه فقط در جهت رضایت محبوب که این خود به نوعی فضیلتی معنوی است گام برداشتند و به سوی جلب رضایت محبوب از دنیا و متاع های آن روی گرداندند و قلب خود را خانه ی محبوب گردانید و عمری بسان پروانه به طواف شمع وجود دوست گردید و سوخت که این سوختن عین حیات است که ایشان معنای این حیات طیبه را فهمید و تجربه فرمود. آری چنین کسی باید به این شکوه و همچین عزتی بزرگداشت شود و این نیست مگر تحقق وعده ی ذات ربوبیت :«ان تنصر الله ینصرکم»
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 1:9  توسط مجتبی
|
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک ایتها المظلومه المغصوبه
عشق زهرا عشق زیبای خداست بانیش در هر دو عالم مرتضی است
در میان عاشقان بی واهمه یار زهرا نور چشم مصطفی است
سروده شده در ایام فاطمیه ۱۴۳۰
سلام با عرض تسلیت به مناسبت شهادت مادر شیعیان چند وقتی بود تصمیم داشتم در رابطه با عشق بنگارم این ایام فرصت را مناسب دیدم تا در این مورد چند سطری بنگارم:
عشق واژه ای مقدس است که امروزه اشتباهاً به هر هوس بازی و دوست داشتنی می گویند این کلمه باید به محبتهای ارزشمند نسبت داده شود .انسان بدون عشق اصلا انسان نیست .انسان عاشق برای رسیدن به مقصود (معشوق) هر کاری می کند اصلاح کلام کنم هر چه می کند برای اوست و همه ی زندگیه او می شود علل وصول به معشوق خود اما در این راه یک سری معشوق را برای خویش طلب کرده و گروهی نه برای خویش بلکه او را به خاطر خودش می خواهند و محبت آنها به دلیل کمال محبوب است همچنین محبتی سزاوار است که عشق نامیده شود و این مرتبه ای فوق محبت است البته محبتها راهی برای تمرین عشق است کلام را کوتاه کنم زندگی با عشق معنا پیدا می کند و بزرگی افراد به بزرگی معشوق و مقصود آنها است حال شناخت آن که معشوق مرحله ی دیگری است که باید بررسی گردد که هر کسی لایق این عشق نیست.
التماس دعا
+ نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:34  توسط مجتبی
|